خرید بک لینک

حوصله متن و نوشته و بارگذاری متن فعلا نیست

دلم شلوغی میخواد ، دور و برم شلوغ باشه اما کسی زیاد پا پیم نشه

دلم تنهایی تو انبوه جمعیت میخواد

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 22:55

این دو سه روز اخیر بلاگفا ادا میده میشه وارد سایت بلاگفا شد ولی وبلاگ دوستان و همینطور وبلاگم خودم لوود نمیشه مخصوصا با اینترنت گوشی همراه

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:35

روزهای پر حاشیه ای سپری میکنم خدا بخیر بگذرونه

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:35

طی این هفته سرم خیلی شلوغ بود و برخی اوقات تلخی هم مزید علت شده بود، اما اوقات تلخی هم تنها نبود ، خبر خوب هم بود اما دو تا خبر خوب : یک مرحله اول دکتری قبول شدم و م خبر دوم مرحله اول ازمون استخدامی هم قبول شدم ؛ باید برای دو تا مصاحبه چالشی آماده بشم ، توکل بر خدا اما خبرای دیگه ؛ چهارشنبه عموی بزرگم مرحوم شدند و درگیر مراسم بودیم تا امروز ، طبق تجربه های قبلی فقط تو کار و مهمون داری کمک حالشون بودم و در زمینه های دیگه پام عقب کشیدم مثل کیا رو دعوت کنیم و ...یکی از بستگان در مورد عناوین اصرار میکرد که باید کامل بنویسیم ، رو اعصاب من بود ، چخ دکتر و چه مهندس و حاجی و چه کربلائی و ... کی میاد اعلامیه ترحیم کامل بخونه و بگه عه دکتری فلانی ننوشتن.خوشبختانه کل فامیل اومده بودن ، خانم هم چن بار پا پی شدن که فامیل هات اومده بودن! و بهم تیکه می نداخت در مورد عشق اولم همه چی میدونه و اینکه کیه اما خوشبختانه قیافه طرف یادش رفته اولین بار بود پسرش دیدم ، البته فکر می کردم دختر دارن ، خوشبختانه خودش هم ندیدم ، تا باد چنین بادااسم پسرش هم امیر علی هستاز چهارشنبه تو فکرم ! من هم همه علی می شناسن و نه علیرضا

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:35

بد جور سر ماخوردمقبل از من دخترم هم سرما خورده اما نه به شدت منکلا تب و لرز دارم ، تو خواب هذیون میگم ، اما خوشبختانه چرت و پرت نمیگم ، خدا رو شکرنمیدونم سرما خوردگی دخترم با خودش از مهد آورده یا رفتن لب پنجره و بالکن علتش بودههر چی باشه هر دو علت همدیگه رو تشدید میکنهکلا از دیشب بین خواب و بیداری بودم و زمان به نظرم برام خیلی طولانی میاومد ، باید سر کار هم برم فردا همکاران ماموریت تهران دارن و منم شنبه و یکشنبه کلی کلاس دارم ، خدا به داد برسهپ.ن: امروز یه مطلب خوندم به نظرم زبان حال من هست از نظر خانوممبه من کهمی رسیدحرف نمیزد!یا خسته بودو یا سردردداشت، تمام سهممن از بودن اوهمین بود. . . .باید پر انرژی باشم

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:33

پنج شنبه بعد از کار با خانم و دخترم راهی خونمون شدیم ، تو شهرکی که ما هستیم یکشنبه و پنج شنبه هفته بازار هست و بازار پنج شنبه مفصل تر از روز یکشنبه هست.کمی میوه و هویج و برخی مخلفات گرفتیم و تو خونه آب طالبی با بستنی درست کردیم. جمعه هم بعد صبحانه خانم مشغول درست کردن کیک شد ، قرار هست بعد یه ماه از گذشتن تولد خواهر خانم سورپرایزش کنیم. دوباره هویج گرفتم و ای هویج گرفتیم و راهی شهرمون شدیم و تو پارک قراره همه به هم ملحق بشیم و تو راه هم بستنی لیتری و بشقاب و ... یکبار مصرف گرفتیم.الحق و الانصاف خواهر خانم سورپرایز شد ، روز خوبی بود .اما سرما خوردگی عیش مون ناقص گذاشت.

برچسب: نویسنده: آرشان یوسفی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:33

صفحه بندی